حادثه ی بسیار مهمی که در تاریخ مغرب زمین رخ داد ، معارضه ی علم و دین بود. ظاهرا این نزاع بین علم و دین بود اما توابع و آثارش برای اخلاق، فلسفه و سیاست هم بسیار زیاد بود. این که معلوم شد پاره ای از محتویات کتاب مقدس با علم زمان سازش ندارد، یا باید طرف دانش تجربی را گرفت و یا طرف نوشته ها و تعلیمات تورات و انجیل را، رفته رفته در وجدان اروپائیان، تزلزلی را در حقیقت بودن کتاب مقدس پدید آورد. این زلزله، وجدان دینی مردم مغرب زمین را چنان لرزاند که پس از آن، چیزهای ویران شده هرگز به جای خود بازنگشت و در جای خود ننشست. فرهنگ و وجدانی رفت و فرهنگ و وجدان دیگری به جای آن نشست. چشم ها را پاک شستند و از آن پس عالم، دین و سیاست را به گونه ای دیگری دیدند. در واقع معارضه علم و دین ، معارضه ی دو حقیقت بود. از یک طرف دین مدعی حقیقت بود و از طرف دیگر علم، و معارضه ی این دو حقیقت ، گر چه در نهایت ، به نفع هر دو آمد اما به ضرر ادعای انحصاری حقیقت بود.

معلوم شد چیزی برای قرنها می تواند به عنوان حقیقت جا زده شود و به خاطر آن آدمیان را محرومیت دهند و زندان کنند و بسوزانند و بکشند اما بعدها معلوم شود که از حقیقت، حظّی نداشته و از بُن و پایه باطل بوده است.  





برچسب ها : راه ناهموار  ,




درباره وبلاگ

جستجو

آمار


    بازدید امروز : 84
    بازدید دیروز : 17
    کل بازدید : 934094
    تعداد کل یاد داشت ها : 1623
    آخرین بازدید : 03/12/8    ساعت : 6:33 ص

دانشنامه مهدویت

دیگر امکانات