آب حوض خالی می کنم!!!

روزی سید حسن مدرس و سید عبدالکریم مشغول مباحثه بودند که جوان طلبه ای را دیدند که از شدت ضعف نای راه رفتن دیگر نداشت، سید حسن معطل نکرد و رفت و از حجره یک عباسی آورد و به جوان داد.

سید عبدالکریم به مدرس گفت : چطوری است که با این شهریه ها همه پول کم می آورند ولی تو زیاد می آوری و به دیگران هم می دهی؟

سید حسن گفت : برای اینکه می روم کار می کنم. پنج شنبه ها درس تعطیل است و جمعه ها هم وقت هست .... صبح زود، بعد از نماز سید حسن لباسش را درآورد و لباس کهنه ای پوشید و یک سطل لاستیکی در دست در کوچه های اصفهان داد میزد آبکش، آبکش و آب حوض را که کار بسیار سختی است را خالی می کرد و اجرت می گرفت. 





برچسب ها : تیغ خاطرات  ,




درباره وبلاگ

جستجو

آمار


    بازدید امروز : 42
    بازدید دیروز : 52
    کل بازدید : 935773
    تعداد کل یاد داشت ها : 1623
    آخرین بازدید : 04/1/15    ساعت : 12:2 ع

دانشنامه مهدویت

دیگر امکانات