خاطره ای از مرحوم مدرس

تا مدتها هیچ یک از فرزندان و آشنایان مدرس خبر نداشتند که او را به کجا برده اند و سرنوشت او چه شده است. تا آن که چند ماه بعد از دستگیری سید، شیخ الرئیس افسر، مخفیانه به خانه مدرس رفت و به پسر بزرگ مدرس خبر داد که آقا زنده است و در قلعه خواف با وضع بسیار بدی زندانی است. در قلعه متروکه خواف، یک اتاق گلی و قدیمی بود که مدرس را آنجا زندانی کرده بودند. نه زیر اندازی و نه وسیله دیگری برای خواب.

تقریبا یک سال از آن جریان می گذشت که بالاخره عبدالباقی – پسر مدرس – توانست اجازه ملاقات با پدر را بگیرد اما فقط چهل و هشت ساعت ! مدرس در همین دیدار به فرزندش گفته بود : « در اینجا طبیب من خدا و دارویم آفتاب است».

منبع : او یک مدرس بود ص 136 

 





برچسب ها : تیغ خاطرات  ,




درباره وبلاگ

جستجو

آمار


    بازدید امروز : 19
    بازدید دیروز : 37
    کل بازدید : 935698
    تعداد کل یاد داشت ها : 1623
    آخرین بازدید : 04/1/14    ساعت : 5:39 ص

دانشنامه مهدویت

دیگر امکانات