نه از تو، نه از من

شبی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می گزارد. آوازی شنید که ای ابوالحسن! خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟ شیخ گفت : بارخدایا! خواهی تا آنچه از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجودت نکند؟آواز آمد : نه از تو، نه از من

منبع : کتاب سرّ دلبران ص 59





برچسب ها : داستان های کوتاه  ,




درباره وبلاگ

جستجو

آمار


    بازدید امروز : 9
    بازدید دیروز : 37
    کل بازدید : 935688
    تعداد کل یاد داشت ها : 1623
    آخرین بازدید : 04/1/14    ساعت : 4:51 ص

دانشنامه مهدویت

دیگر امکانات