دکتر ظریف

 

آیا جمهوری اسلامی به دلیل روابطی که با روسیه داشت در قضیه جنگ مسلمانان چچن و روس ها مانند قضیه فلسطین موضع نگرفت؟

 

 

دکتر ظریف :

ما در قضیه چچن تا آنجا که می توانستیم، جهان اسلام را هماهنگ کردیم. اما یک مشکل اساسی در چچن وجود داشت و آن ارتباط بسیار نزدیک چچنی ها با القاعده و طالبان بود. ... بحث افراطی گری و ارتباط نزدیک چچنی ها با طالبان و افراطیون وهابی بود. در آن زمان اقدامات بسیار مشمئز کننده ای مانند حمله به مدرسه ها صورت می گرفت. آن ها ارتباط وسیعی با گروه های غیر قانونی داشتند و اقدامات جنایتکارانه ای صورت می گرفت. همین باعث می شد که اکثر کشورهای اسلامی، در حوزه چچن یک خط کشی را داشته باشند. حتی کشورهایی که ملاحظات سیاسی دو جانبه ما با روسیه را نیز نداشتند، این خط کشی را ایجاد کرده بودند. معمولا این تصور به وجود می آید که چرا جمهوری اسلامی با چچن یک نوع و با فلسطین نوع دیگری برخورد می کند. اصولا موضوع آن ها تفاوت های مبنایی با یکدیگر داشت.


جنگ چچن

منبع: کتاب مصاحبه با آقای سفیر ص 129،130

 





برچسب ها : تیغ خاطرات  ,

در وزارت خارجه،حزبی بودن ممنوع است. در اساسنامه وزارت خارجه آمده است : کسی که به حزب سیاسی بپیوندد از عضویت در وزارت خارجه مستعفی شناخته می شود؛ یعنی به صورت خود به خود از این وزارت خانه خارج می شود. به اعتقاد من این که وزارت خارجه منافع ملی را در نظر داشته باشد بسیار خوب است.

منبع: کتاب مصاحبه با آقای سفیر ص 122





برچسب ها : تیغ خاطرات  ,

تصویری دروغین و خشن از جمهوری اسلامی ساخته شده بود....

خاطرات دکتر ظزیف. سفیر پیشین ایران در سازمان ملل

 

در سال 1984 میلادی نماینده ویژه ای از سوی کمیسیون حقوق بشر برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران تعیین شده بود. جمهوری اسلامی به خاطر برخورد دوگانه سازمان ملل متحد در بحث حقوق بشر ، اجازه نمی داد که این نماینده ویژه به ایران سفر کند. فضا به شدت علیه ایران تند شده بود و این امر ابزار بسیار مناسبی را به دست مخالفان جمهوری اسلامی می داد تا در زمینه حقوق بشر، اتهاماتی را علیه ایران مطرح کنند، اولویت آقای خرازی، تغییر چهره جمهوری اسلامی در مقابل کشورهای خارجی بود. تصویری دروغین و خشن از جمهوری اسلامی ساخته شده بود که با گروگان گیری آغاز و با جنگ ایران و عراق ادامه پیدا کرده بود. البته بحث حقوق بشری نیز مزید بر علت بودند. لذا تصمیم گرفتیم تا با نماینده ویژه صحبت کنیم و زمینه سفرش را به ایران فراهم آوریم. ما مذاکراتی را با آقای گالیندوپل و نمایندگان کشورهای غربی آغاز کردیم که مسئولیت آن را بنده به عهده داشتم. این مذاکرات در سال دوم حضور ما در سازمان ملل متحد، یعنی در سال 1369 به نتیجه رسید و توانستیم به توافق برسیم و بدین ترتیب آقای گالیندوپل به ایران سفر کرد. اولین گزارش ایشان پس از بازگشت از ایران، آن قدر مثبت بود که خود نمایندگی آن را چاپ کرد.

منبع : کتاب مصاحبه با آقای سفیر. ص 109،110





برچسب ها : تیغ خاطرات  ,

زمانی که ما نقاط ضعف خود را کاملا نشان می دهیم...

زمان آقای ولایتی،یک سرویس خارجی می دانست که اگر عکس یکی از سفرا را با یک خانم مونتاژ کند و بفرستد، می تواند آینده او را نابود کند. زمانی که ما نقاط ضعف خود را کاملا نشان می دهیم، آن ها نیز از آن سوء استفاده می کنند.

منبع : کتاب مصاحبه با آقای سفیر. ص86

 

 

رویارویی نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و عراق در محل نمایندگی سازمان ملل متحد در زمان جنگ چگونه بود؟

رابطه بسیار خصمانه ای داشتیم. در مقر سازمان ملل متحدآقای رجایی و آقای القیسی که سفیر عراق بود به یکدیگر ناسزا می گفتند. یکی صدام یزید کافر می گفت و دیگری مقامات کشور را ملا ولایتی و روضه خان رجایی صدا می زد. جالب اینجاست که به زبان انگلیسی و در جلسات رسمی این حرف ها را بر زبان می آوردند. البته روش رفتاری من این نبود که ناسزا بگویم. به همین خاطر آقای القیسی پس از پایان جنگ خطاب به یکی از دوستان من در یکی از سفرهای آغازین به عراق گفته بود که ما با همه شما درگیری لفظی داشتیم، اما هیچ گاه با ظریف از حد ادب خارج نشدیم.

منبع : کتاب مصاحبه با آقای سفیر. ص 87

خاطرات دکتر ظزیف

افرادی بودند که با کت سربازی به سازمان ملل متحد می رفتند...

دیپلمات های ایران بعد از انقلاب، فن دیپلماسی را نمی دانستند و زبان انگلیسی شان خوب نبود. بنابراین تصویر خیلی کارآمدی از خود نشان نداده بودند. ظاهرشان نیز مناسب نبود. حتی خود من در روز اول با کاپشن به نمایندگی نیویرک رفتم و واقعا کت نداشتم. افرادی بودند که با کت سربازی به سازمان ملل متحد می رفتند. روز اولی (که با یقه دیپلمات) به سازمان ملل متحد رفتم، خانم موخرجی نماینده هند کنار من نشسته بود. آن خانم به من گفت امروز اولین باری است که با ظاهری مرتب به این جا آمده ای و این خیلی مهم است، زیرا اگر دیگران شما را نامرتب ببینند، دیگر به عقایدتان توجهی نمی کنند.  

منبع : کتاب مصاحبه با آقای سفیر. ص89

 


رفتار آمریکا پس از پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران:

زمانی که ما قطعنامه را پذیرفتیم، آمریکا می خواست برقراری آتش بس را عقب بیندازد تا بر اساس محاسبات خودش، ایران در جنگ شکست بخورد. آقای شولتز (وزیر خارجه وقت آمریکا) پس از پذیرش قطعنامه توسط ایران و بهانه جویی های عراق برای برقراری آتش بس، به دبیر کل سازمان ملل متحد گفته بود که صبر کنند تا مذاکرات هم زمان با تشکیل مجمع عمومی شروع شود؛ یعنی می خواست آتش بس را از ماه ژوئیه تا سپامبر یعنی از تیر تا آخر شهریور عقب بیندازد....

 منبع : کتاب مصاحبه با آقای سفیر. ص92

 

 

 





برچسب ها : تیغ خاطرات  ,

خاطرات ظریف

 

قطعنامه 598 به عنوان یکی از نقاط عطف شورای امنیت مطرح شده است. به خاطر این که برای اولین بار، شورای امنیت همکاری میان اعضای دائم را تجربه کرد. این رویه با حمله عراق به کویت تقویت شد. البته پس از آن به مدت 10 سال متوقف شد تا این که دوباره در قضیه هسته ای ایران شاهد همکاری میان اعضای دائم شورای امنیت بودیم. از نکات جالب توجه در تاریخ شورای امنیت این است که هر بار این وحدت و همکاری به وجود آمده، متمرکز بر جمهوری اسلامی ایران و مسائل مربوط به این کشور بوده است.

منبع : گفتگو با آقای سفیر. ص 80،81





برچسب ها : تیغ خاطرات  ,

خاططرات دکتر ظریف

 

....حتی از موضع حیثیت و حفظ ظاهر نیز شورای امنیت با ما بسیار بد برخورد کرد. برخورد این شورا با جنگ ایران و عراق، به ویژه در ابتدای آن، یکی از تاریک ترین صفحات حیاتش به شمار می رود. حتی تا پایان جنگ نیز حاضر نشدند نام عراق را در مورد استفاده از سلاح شیمیایی به زبان بیاورند.

منبع :کتاب گفتگو با آقای سفیر. ص 63





برچسب ها : تیغ خاطرات  ,

در دوران جنگ، ایران در سازمان ملل متحد به شدت منزوی شده بود.

 

خاطرات دکتر ظزیف

سخنرانی دکتر ظریف. مجمع عمومی. آبان 91

 

در دوران جنگ، ایران در سازمان ملل متحد به شدت منزوی شده بود. البته برخی افراد به طور خصوصی می گفتند ما دلمان با شماست. اما همان افراد حاضر نبودند در یکی از سالن ها به همراه ما چایی بنوشند. ما

در طول مذاکرات جنگ، تنها با چند نفر می توانستیم صحبت کنیم. دیگران یا علاقه ای نداشتند و یا می ترسیدند با ما صحبت کنند. خاطرم هست زمانی که راجع به قطعنامه ها مذاکره می شد، می خواستم در مورد

بحث بمب های شیمیایی با رئیس شورای امنیت ملاقات کنم. ایشان سفیر فرانسه بودند و به بنده گفتند که اجازه ندارم با شما صحبت کنم. به همین سادگی. البته او سفیر کاردان و دیپلمات خوبی نبود، و گرنه این

گونه عمل نمی کرد.





برچسب ها : تیغ خاطرات  ,

بخش تیغ خاطرات شامل یک سری از خاطرات سیاستمداران کهنه کار می باشد که شنیدن آنها باعث باز شدن گره های سوالات بسیاری از ما نسل جوان می شود.


ظریف. سفیر ایران در سازمان ملل 

 

اولین خاطرات را از آقای محمد جواد ظریف سفیر پیشین ایران در سازمان ملل متحد می باشد.

هِنری کسینجر وزیر سابق امور خارجه آمریکا در تقدیم کتاب معروفش دیپلماسی به ایشان در صفحه اول کتاب می نویسد : تقدیم به دشمن قابل احترامم؛ محمد جواد ظریف.

 ایشان بیست و پنج سال در سفارت ایران در سازمان ملل متحد کار کرده و خاطرات او ما را با کامیابی ها و ناکامی های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران آشنا می سازد.

 

بخش اول

اگر روشمان را عوض کردیم از سر بی اعتقادی و بی غیرتی نبود، بلکه به خاطر تجربه کسب شده بود که

الان دوباره آن کارها را تکرار نکنند...

در کمیته سوم، بحث حقوق بشر به تازگی علیه ایران مطرح شده بود. بنده مسئول این کمیته شدم و آقایان سعید امامی و سیروس ناصری نیز به عنوان همراه من در جلسات شرکت می کردند.

در آن زمان اصرار داشتیم که حتی اگر کسی یک کلمه نیز راجع به جمهوری اسلامی ایران صحبت کند، ما پاسخ آن را بدهیم. در آن زمان تنها کسانی که با مقررات سازمان ملل متحد آشنایی داشتند، ما بودیم. این مقررات در واقع روش کار است، اما این کار به عقلانیت نیز نیاز دارد. در آن مقطع ما به دلیل کم تجربگی ، قسمت عقلش را لحاظ نمی کردیم.... آن زمان اروپایی ها راجع به بیست کشور صحبت می کردند و یک دقیقه نیز راجع به ایران می گفتند. ما نیز که جوان و تا حدی جویای نام بودیم، اصرار داشتیم که در پاسخ ده دقیقه صحبت کنیم. نتیجه اینکه هر روز به جای چند دقیقه سخنرانی غربی ها درباره ایران در لا به لای چندین مطلب دیگر، نیم ساعت در کمیته راجع به ایران صحبت می شد.

ما به دست خودمان بحث کمیته را به سمت ایران سوق می دادیم. در حالی که به اشتباه فکر می کردیم این کار برای دفاع از جمهوری اسلامی لازم است. این از تجربیاتی است که ما به قیمت زیادی یاد گرفتیم، اما دوستان جدید نمی خواهند باور کنند که اگر روشمان را عوض کردیم از سر بی اعتقادی و بی غیرتی نبود، بلکه به خاطر تجربه کسب شده بود که الان دوباره آن کارها را تکرار نکنند.

 

منبع : کتاب گفتگو با محمد جواد ظریف . ص 39،40





برچسب ها : تیغ خاطرات  ,
<   <<   11   12   13      




درباره وبلاگ

جستجو

آمار


    بازدید امروز : 72
    بازدید دیروز : 117
    کل بازدید : 935920
    تعداد کل یاد داشت ها : 1623
    آخرین بازدید : 04/1/16    ساعت : 9:10 ص

دانشنامه مهدویت

دیگر امکانات